تبليغاتX
فراما
فردای روشن ایران ما
kargar 

«تعهد نامه »
  تــعهد می دهم ديگر نـگويم حق كـداميـن اسـت

 كه پی بردم دفاع از حق جرمی سخت سنگين است

نــمی گـويـم كـه غـارت كــرد نـان سفـره مـا را

نــخواهم بـرد بـيـرون از گـلـيم خـود، دگـر پـا را

نـخـواهـم بـعد از ايـن فـرياد مظلومـی شنيد، آری

كــه سنگيـن اسـت تـاوان دادن، يك عـمر بـيماری

اگـر چـه، كـنج زنـدان چشمهايـم را تـومـی بستـی

تـعهد مـی دهـم، زيـن پس بـگويم: تو به حق هستی

عجب جرمی است هشياری، عجب درديست بيداری

چــه سنگين است از انديشه هايـت دسـت بـرداري

چـه تلخ است و چه دشوارست، عمری كارگر باشی

ولـی امـروز بـلاجـبـار يـك جـور دگــر بــاشــی

تــعهد مـی دهـم خـاموش بـاشـم بـعد ازايـن، اما

تــعهـد مــي تـواند كــرد خــاموش آتــش مــا را؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 10:36  توسط امیر تنها  |