تبليغاتX
فراما
فردای روشن ایران ما

خیلی جالبه ملوانان انگلیسی فقط با یه مصاحبه تونستن تمام معادله ها رو باز هم به ضرر ایران تموم کنند. وقتی قسمت های مختلف این کنفرانس مطبوعاتی رو که تلویزیون خودی مدام از ساختگی بودنش صحبت می کرد رو دیدم یاد جوک معروف سربازان گمنام وزارت اطلاعات و اون خرسه افتادم.

اما خداییش غیبت ما هم شد غیبت کبری ،این سفر ما شد یه داستان ،از اون ور هم که بعد از اردو در خطهء مازندران غربی عازم مازندران شرقی شدیم تا به خونوادهء محترم بپیوندیم به خاطر همین هم یه خورده تهران نبودم تا در خدمت دوستان باشیم.

من تو این اردو مشکل اساسی ایران رو پیدا کردم .اون هم اینه که تو این مملکت همیشه کارهای بزرگ رو به آدم های کوچیک می سپارند،نمونه اش همین مسوولیت هماهنگی اردوی ما که دست یه آدمی بود که فکر کنم تا حالا اصلا یه سفر 5 روزه هم نرفته بود چه برسه مسوولیت 300 نفر آدم تازه اون هم از نوع خارجیش تو یه اردوی پر دردسرو پر زحمت.یه خورده که فکر کردم  دیدم این چیز عجیبی نیست که ،شما در حال حاضر تک تک مسوولیت های دولتی و حکومتی رو که ببینید متوجه میشید فردی رو که مسوول هر ارگان یا نهادی قرار دادن از اون مسوولیت کوچیکتره به خاطر همون هم راندمان اوون دستگاه یا نهاد پایین میاد فقط یه محمود آقا میمونه - منظورم می مونه بود- که ایشون برای مسوولیتشون که همانا ریاست جمهوری اسلامی ایرانه بسیار بسیار کوچکتر از حد ممکنه.

اما جاتون واقعا خالی ،یه سفر پر از خاطره های خوب و به یاد موندنی با دانشجوهایی از 27 کشور جهان ،واقعا خیلی خوش گذشت.دوستی و همدلی بچه هایی که  هر کدوم با یه نزاد و فرهنگ و قومیت در کنار هم بودن منو فقط یاد یه چیز و یه نفر انداخت اونم سید محمد خاتمی بود و گفتگوی تمدن ها .اخ که چه قد دلم برات تنگ شده سید .آه اگر دیروز برگردد.....

از این ها که بگذریم قول میدم زود به زود اینجا رو آپ کنم فعلا خدا نگهدار.khatami
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 13:1  توسط امیر تنها  |